ذکر آمریکای جنایتکار_ دامه.. دامه
آن ینگه دنیا، آن در آدمکشی بیهمتا، آن در جنایات فراوان بی پروا، آن برپا کننده بلوا در دنیا، آن غدارِ بیمقدارِ لاکردار «آمریکای جنایتکار»؛ همو که داشت عشاق بسیار، در عین کشتارِ بیمقدار، از افراد دارای مقدار، از زعما و کدخدایان جهان.
نقل است روزی مصدق نامی برای حفظ منافع بلادش دست به دامان وی زدی او نیز به ساعت قسم خوردی چنان پاسخی دهد که سزاوار وی باشد، اما چون پلوی نفتی را چرب بدید با اندکی پول و پری! مصدق را چنان سرنگون کرد که باد برگان پاییزی را!
آوردهاند که روزی به بازار خویش نگریسته و موز را در آن گران بدید، چون علت را جویا شد استکبارستیزی مردمان گواتمالا را پاسخ دادند فلذا فیالفور دستور کودتایی در آن بلاد بداد و پس از مساعدتی شگرف با خاکوبو آربنز همان کرد که با محمد مصدق!
از عشاق وی چنان نقل کردهاند که گروه گروه و فوج فوج، پروانهوار در آتشِ عشق وی سوختی و خاکستر شدی اما باز بر تعداد آنان افزون شدی تا اینکه یکی از عشاقِ وی که زعیمِ بلادِ «کییف» بود برخاست و به امید حمایت وی کشورش را در آتش جنگی سخت انداخت چون موعد وصولِ الطاف رسید دست به دامان وی زد که حمایتهایت چه شد که نیمی از بلاد رفت و مردمان بمردند لیکن از تجهیزات خفن تو خبری نیامد؟! پاسخ داد مردمان و بلادت را پشیزی ارزش نیست چون تو کنون به من بدهکاری و معادنت مرا چشمک همی زنند!
برای نقل الطاف دیگر وی سخن بسیار است و اوراق کم.